شنبه ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹

خطاب به کسانی که می گویند ایران کشوریست آزاد















من هم امروز به صدا در آمدم
این همه خفقان برای اینست که جنبش حق طلبی مردم را سرکوب کنید؟
بی بی سی رو که با پارازیتهای خودتون مختل کردین
پیام کوتاه هم که از کار افتاده
اینترنت هم که با قبرستون هیچ فرقی نمی کنه چون هر سایتی که باز می کنی فیلتر شده.

به نظر شما دوست عزیز ایران کشوری آزاد است؟
به نظر شما این وبلاگ با مطالب آن در حد گرفتن اخطاره؟
مدتی قبل ایمیل اخطار برای من ارسال شده بود.
ولی من می خواهم این راه را تا آخرش ادامه بدم.
کشوری که با زدن جوانان و کشتن آنها خاهان آرامش مردم شود باید به چالش کشیده شود.
آیا وقت آن نرسیده که در کتابهای تاریخ وقایع 17 شهریور را سانسور کنید؟
چون بلاهایی که شما بر سر مردم آوردید صدها برار بدتر از فجایعی بود که در 17 شهریور بر سر مردم آمد.
این روزها نه ماهواره داریم نه SMS و نه حق خندیدن در خیابانها.
وای وای خدایا به تو پناه می برم از این همه ظلم و ستم.















جمعه ۲۰ مارس ۲۰۰۹

سال نو مبارک

سال نو بر همه ی ایرانیان و دوستاران ایران مبارک
هم زمان با عید نوروز پیام رئیس جمهور آمریکا در مورد صلح و دوستی مستقیما به دولت مردان ایران ارائه شد.
وی با اشاره ای به شاعر فرهیخته ی ایرانی سعدی و خواندن یک بیت شعر از او دولت مردان ایران را به دوستی و صلح دعوت کرد و در پایان هم به فارسی گفت عید شما مبارک.
این اولین باریست که یک رئیس جمهور آمریکایی از طریق تلویزیون سال نوی ایرانی ها را تبریک می گوید.
حال ببینیم که دولت مردان ایران باستان چه واکنشی از خود نشان می دهند؟
آیا ممکن است که روابط درست بشه و ایران و ایرانیان جایگاه اصلی خود را در جهان دوباره پیدا کند؟
ما که امیدواریم این اتفاق بیافتد. ولی اگر این اتفاق بافتد قضیه حقوق بشر در ایران چی می شه؟

یکشنبه ۲۲ فوریهٔ ۲۰۰۹

از فجر تا زجر

سلام
چند هفته ای هست که می خوام پست بزنم ولی نمی تونم ، هر چقدر تلاش می کردم که وارد بشم و پستم رو بنویسم نمی شد.
الان هم که اینو می نویسم از ف*ی*لتر شک ن دارم استفاده می کنم .
حالا می خوام برم سر اصل موضوع و اونم اینه که به نظر شما ایران از فجر به زجر کشیده شده و یا از زجر به فجر؟
اگر زجر رو آزاد نبودن و احساس امنیت نکردن و حرفهای دروغ از زبان مسئولان و پول آب و برق رایگان بدونیم و فجر رو وضعیتی بدونیم که یکم بهتره قطعا از فجر به زجر رسیدیم .
به نظر شما این دهه فجر در حکومت اسلامی واقعا دهه ایست که مردم (که مهمترین دقدقه ی دولت باید باشند) به فجر می رسند و هر سال میلیارد ها تومان برای جشن گرفتن آن صرف می کنند؟
من هیچ نظری نسبت به حکومت پادشاهی ندارم ولی آیا جشن 2500 سالگی شاه که تنها یک سال برگزار شد بیشتر برای ایران خرج داشت یا دهه ی فجر که هر سال برگزار می شود؟
هیچ دقدقه ی برای دولت مردان بزرگتر و خطیر تر از این نیست که حکومت اسلامی را به هر قیمتی که شده (حتی جان خود مردمی که حکومت باید در خدمتشان باشد) زنده نگه دارند.
آیا تا به حال واقع بینانه به نگرش مردم نسبت به عملکرد حکومت نگاه کرده اید؟
به راستی حفظ حکومت اسلامی این چنین واجب است که در روز 22 بهمن همه به خیابانها بریزند و علیه آمریکا و اسرائیل شعار دهند؟
من سوالاتی از حکومت دارم :
1- مردم برای شما خدمت گزارند و یا شما برای مردم؟
2- انقلاب شد که اوضاع بهتر شود و یا بدتر؟
3- پلیس چه ؟ آیا پلیس خود باید عامل از بین بردن رعب و وحشت شود ویا خود عامل آن باشد؟
4- آیا این حکومت آخرین حکومتیست که قبل ظهور امام زمان برقرار است ؟ به تعبیری بهتر آیا خود را نائب امام زمان بر زمین و زمان می دانید؟( حال آنکه شاید امام زمان شما را پشیزی قبول نداشته باشد؟)
5- آیا به وعده هایی که برای انقلاب به مردم دادید عمل کردید؟(پول آب و برق رایگان و اتوبوس مجانی؟)
6- آیا در حکومت شما هیچ گونه دزدی از طرف سران مملکتی انجام نمی شود؟( و همه به صورت مخلصانه در حال انجام وظیفه اند؟)

به راستی جواب این سوالات چیست؟
همه مردم جواب این سوالات را تا حدودی می دانند.
شما چه فکر می کنید؟

جمعه ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۰۹

افزایش افکار رادیکالی در ایران

این روزها شاهد افکار رادیکالی در میان مردم هستیم.
افکاری که ناشی از شستشوی مغزیست.افکاری چون :هیچ کس نباید جز آنچه در فکر من است عمل کند.
نمونه ی بارز این افکار را می توانیم در میان بسیجیان مخلص دید .
بسیجیانی که خود را مصلح جوامع فساد می دانند .
جالب اینجاست که فسادی که می گویند فسادی نیست که ما مردم عادی از آن یاد می کنیم.
رقص . خنده . خوشی و هر گونه شادی از دید این مردمان ترد شده، فساد تلقی می شود .
از همه عجیب تر که حتی قادر به شنیدن افکار مخالف هم نیستند و چون خود را جانشینان با واسطه خدا بر زمین می دانند فکر کردن و یا حتی صحبت در مورد نظریه های مخالف را گناه می دانند .
اینست شستشوی مغزی .
آیا رقصیدن چند جوان در گوشه ای از شهر که هیچ آسیبی به امنیت اخلاقی و اجتماعی مردم نمی زند ایرادی دارد.
آیا جمع شدن چند جوان در گوشه ای از شهرو خندیدن ایرادی دارد ؟
اگر از دید مردم عادی بنگریم همه می گویند ایراد که نیست هیچ ، بلکه سلامتی اجتماع به چنین اعمالیست، ولی افسوس که کسانی که قدرت اجرایی دارند چنین نمی اندیشند و فکر می کنند که در بلاد اسلامی آنها حرکت حرامی انجام شده است و باید به شدید ترین برخورد جلوی آنها گرفته شود .
با زدن _ با گلنگدن کشیدن - با برخورد های شدیدی که بر نفرت مردم نسبت به آنها می افزاید .
آیا باید در جامعه ای که با شعار استقلال و آزادی به اینجا رسیده است هیچ یک از این دو یافت نشود؟
آیا باید یک جوان نتواند حتی در خیابان بخندد؟
آیا کسانی باید بر سر مردم حکومت کنند که خود از بدترین افراد هستند؟
وای وای خدایا به تو پناه می برم از این همه ظلم و ستم.

پنجشنبه ۴ دسامبر ۲۰۰۸

پیش به سوی آنارشیست


امروز خیلی حرف دارم ولی به دلیل کمی فرصت نمی تونم همشو براتون بنویسم .
سریع میرم سر اصل موضوع:
به نظر من ایران داره به سمت یک آنارشیست ( هرج و مرج گرایی) پیش میره .
یه سوالی جدیدا مطرح هست و اونم اینه که آیا واقعا نظام فعلی مشروعیت داره یا نه؟
و با توجه به اینکه مشروعیت و مقبولیت نظام این روزها عمیقا با هم گره خوردن به این نتیجه می رسیم که در یک نگاه کلی این نظام مقبولیت لازم را دارا نیست. و این عدم مقبولیت نزد مردم به خاطر ناکارآمدی نظام هست . و با نظر به اینکه این حکومت خود را یک حکومت اسلامی قلمداد میکنه پس نتیجه می گیریم که یا اسلام نا کارآمد هست و یا حکومت . و چون اسلام رو نمی شه زیر سوال برد پس حتما به این نتیجه می رسیم که ناکارآمدی از حکومته.
مثال حکومت و انقلاب اسلامی هم مثل کتاب قلعه حیوانات اثری از جورج اورول شده . در این کتاب حیوانات با شعار برابری و عدالت صاحبان جنگل رو از جنگل بیرون می کنن تا خودشون حکومت کنند. ولی بعد از چند وقت شعارهایی رو که روی دیوار ها نوشته بودند شبانه تغییر دادند و مثلا یکی از شهارها که : "همه ی حیوانات با هم برابرند" را به "بعضی حیوانات نسبت به بقیه برابرترند" تغییر دادن.
الان هم وضعیت حکومت ما و حکومت سابق نیز به همین وضع دچار شده ، کجاست اون شعارهایی که در موقع انقلاب می دادید؟ کجاست اون روحیه ی انقلابی که می خواستید زمین و آسمان رو به هم پیوند دهید؟30ساله که همه چیز در اختیار شماست؟ نگویید تقصیر استکبار جهانیست که به خدا قسم گوشمان از این حرفها پر است . چرا مانند بقیه به صلح با استکبار جهانی رو نمی آورید؟

بعضی از صاحب نظران بر این باورند که مشکل انتخابات بعدی انتخاب یک فرد شایسته نیست بلکه مشکل این است که آیا مردم رای می دهند یا نه؟
به راستی اگر می شد به آمار اطمینان کرد ( که نمی شود) مشاهده می کردید که با همین شرکت مردم در انتخابات می شود مقبولیت نظام را در معرض نمایش قرار داد.( که به نظر من مقبولیتش کمتر از 12-13 در صد است) .
حال با این وضع که پیش آمده عده ایی می خواهند اعتراض کنند ؟
چه باید بکنند؟
اگر سر 4 راهی بیش از 3 نفر بایستند با برخورد ماموران حکومتی مواجه می شوند.
براستی این همه خفقان و رعب و وحشتی که درون مردم ایجاد می کنید برای چیست؟
براستی چرا ؟
وای وای خدایا به تو پناه می بریم از این همه خفقان و ظلم.

جمعه ۲۱ نوامبر ۲۰۰۸

رفتار امرانه ماموران

این روزها مردم ما به جایی رسیده اند که حاضر به از بین بردن دیگری برای رسیدن به هدفی بی ارزش هستند .
نمونه ای از این مردم ماموران حکومت هستند.
رفتار آنها چنین است که گویی سالها در کمبود زندگی کرده اند و حال که به این موقعیت رسیده اند می خواهند این کمبود را با رفتار بسیار نا شایستی که با مردم دارند جبران کنند.
البته من فکر می کنم سیستم قضایی و اجرایی حکومت چنین خصوصیتی دارد که حتی اگر فردی شایسته هم وارد آن شود به این نقطه از کمبود می رسد که به مردم زور بگوید .
ای مسولان حکومتی، آیا تا بحال شده که به عنوان یک فرد عادی با یکی از این ماموران نیروی انتظامی برخورد کرده باشید تا متوجه توهین هایی که به مردم می کنند بشوید؟ و یا اینکه خود به آنها می گویید که چنین با مردم صحبت کنند؟
در کشور های دیگر اگر نگاهی به رفتار ماموران انتظامی آنها بکنید متوجه رفتار زشت خود می شوید .
به هر حال به نظر من این رفتار به گونه ایست که از قدرت زیاد هر فرد به او دست می دهد.
یک مامور انتظامی قادر است به شما تهمتی بزند که شما را چندین سال به زندان بیندازند و شما هم هیچ گونه حق اعتراضی نداشته باشید .
ای ماموران انتظامی که کارتان ایستادن بر سر چهار راهاست فقط برای گیر دادن به مردم آیا متوجه نگاه سنگین مردم نمی شوید؟
به نظر من این رفتار شما نوعی توهین به شعور مردم است . و حاکی از نگاه کوتاهیست که به مسایل زندگی دارید .
همه ی روان شناسان دنیا در این روزها از بدیهی بودن روابط دختر و پسر سخن می گویند .ولی در این جامعه هنوز قولی است که حل نشده است و حتی به شدتی که گویی جنایتی است در حد قتل جلوی آن را می گیرند.
شاید شما فکر کنید که این حرفها از هوس رانی ماست . ولی باید در جواب بگوییم که اینطور نیست و ما فقط به حال مردمی نگرانیم که هر روز در خفقان بیشتری قرار می گیرند.
آیا به نظر شما طرح اخیر نیروی انتظامی در تهران به خاطر دلیلی است که رییس پلیس ارایه کرده است؟
آیا اصلا دلیل آن را می دانید؟
رییس پلیس دلیل طرح اخیر را که بسیار شدید تر از بقیه طرحهاست و از 30 هزار مامور برای اجرای آن در روز کمک می گیرد را چنین بیان کرده است : مبارزه با اتفاقات غیر مترقبه
آیا در گذشته احتمال بروز چنین اتفاقاتی نبوده است ؟ که این با ر با چنین شدتی دست به اجرای آن زده اید؟
اگر هدف شما حفظ نوامیس مردم از دست نا امنیتی است چرا نوامیس ما بیستر از همه باید از شما بترسند؟
براستی چرا ؟
وای وای خدایا به تو پناه می بریم از این همه خفقان و ظلم.

شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۸

دل تنگی آزادی

آیا ما آنقدر که به ما می گویند آزادیم؟
اگر مقداری ریشه ایی فکر کنیم به این نقطه می رسیم که بعضی از آزادی هایی که وجود دارد با دین ما مقایرت دارد و چون حکومت ما حکومتی اسلامیست نباید این آزادی ها را داشته باشیم.
واقعا چنین است؟
البته مشکلات بیشتر از اینهاست . صرفا چون حکومت ما اسلامیست . آیا ورد افراد خارجی به داخل کشور فقط با حجاب ممکن است؟
و اگر مقداری ریشه ایی تر بیاندیشیم به این شوال می رسیم که آیا واقعا دین و حکومت اجزای لاینفک همدیگرند؟
ما نیز مسلمانیم ولی با نگاهی اجمالی به روند 30 ساله ی ایران اسلامی به نتایجی می رسیم که صلیبیون در قرن ها پیش بدان رسیدند.نتیجه ایی که جز جدایی دین از حکومت نیست.
بهتر است موضوع را با یک سوال دیگر ادامه دهیم :
آیا دین اسلام آمده است تا حکومت کند یا هدایت؟
نگویید که هر دو چون می بینیم که در کشور های پیشرفته ی جهان هر دو جدا از همند.
به نظر من اکثر مشکلاتی که ایرانیان با آن روبرو هستند از پسوند اسلامی بودن حکومت است .
من با حکومت اسلامی مخالف نیستم ولی به گفته ی یک ضرب المثل قدیمی، مسجد هم به دستشویی احتیاج دارد.
براستی مشکل جوانان ما اینست که ....