این روزها شاهد افکار رادیکالی در میان مردم هستیم.
افکاری که ناشی از شستشوی مغزیست.افکاری چون :هیچ کس نباید جز آنچه در فکر من است عمل کند.
نمونه ی بارز این افکار را می توانیم در میان بسیجیان مخلص دید .
بسیجیانی که خود را مصلح جوامع فساد می دانند .
جالب اینجاست که فسادی که می گویند فسادی نیست که ما مردم عادی از آن یاد می کنیم.
رقص . خنده . خوشی و هر گونه شادی از دید این مردمان ترد شده، فساد تلقی می شود .
از همه عجیب تر که حتی قادر به شنیدن افکار مخالف هم نیستند و چون خود را جانشینان با واسطه خدا بر زمین می دانند فکر کردن و یا حتی صحبت در مورد نظریه های مخالف را گناه می دانند .
اینست شستشوی مغزی .
آیا رقصیدن چند جوان در گوشه ای از شهر که هیچ آسیبی به امنیت اخلاقی و اجتماعی مردم نمی زند ایرادی دارد.
آیا جمع شدن چند جوان در گوشه ای از شهرو خندیدن ایرادی دارد ؟
اگر از دید مردم عادی بنگریم همه می گویند ایراد که نیست هیچ ، بلکه سلامتی اجتماع به چنین اعمالیست، ولی افسوس که کسانی که قدرت اجرایی دارند چنین نمی اندیشند و فکر می کنند که در بلاد اسلامی آنها حرکت حرامی انجام شده است و باید به شدید ترین برخورد جلوی آنها گرفته شود .
با زدن _ با گلنگدن کشیدن - با برخورد های شدیدی که بر نفرت مردم نسبت به آنها می افزاید .
آیا باید در جامعه ای که با شعار استقلال و آزادی به اینجا رسیده است هیچ یک از این دو یافت نشود؟
آیا باید یک جوان نتواند حتی در خیابان بخندد؟
آیا کسانی باید بر سر مردم حکومت کنند که خود از بدترین افراد هستند؟
وای وای خدایا به تو پناه می برم از این همه ظلم و ستم.
افکاری که ناشی از شستشوی مغزیست.افکاری چون :هیچ کس نباید جز آنچه در فکر من است عمل کند.
نمونه ی بارز این افکار را می توانیم در میان بسیجیان مخلص دید .
بسیجیانی که خود را مصلح جوامع فساد می دانند .
جالب اینجاست که فسادی که می گویند فسادی نیست که ما مردم عادی از آن یاد می کنیم.
رقص . خنده . خوشی و هر گونه شادی از دید این مردمان ترد شده، فساد تلقی می شود .
از همه عجیب تر که حتی قادر به شنیدن افکار مخالف هم نیستند و چون خود را جانشینان با واسطه خدا بر زمین می دانند فکر کردن و یا حتی صحبت در مورد نظریه های مخالف را گناه می دانند .
اینست شستشوی مغزی .
آیا رقصیدن چند جوان در گوشه ای از شهر که هیچ آسیبی به امنیت اخلاقی و اجتماعی مردم نمی زند ایرادی دارد.
آیا جمع شدن چند جوان در گوشه ای از شهرو خندیدن ایرادی دارد ؟
اگر از دید مردم عادی بنگریم همه می گویند ایراد که نیست هیچ ، بلکه سلامتی اجتماع به چنین اعمالیست، ولی افسوس که کسانی که قدرت اجرایی دارند چنین نمی اندیشند و فکر می کنند که در بلاد اسلامی آنها حرکت حرامی انجام شده است و باید به شدید ترین برخورد جلوی آنها گرفته شود .
با زدن _ با گلنگدن کشیدن - با برخورد های شدیدی که بر نفرت مردم نسبت به آنها می افزاید .
آیا باید در جامعه ای که با شعار استقلال و آزادی به اینجا رسیده است هیچ یک از این دو یافت نشود؟
آیا باید یک جوان نتواند حتی در خیابان بخندد؟
آیا کسانی باید بر سر مردم حکومت کنند که خود از بدترین افراد هستند؟
وای وای خدایا به تو پناه می برم از این همه ظلم و ستم.
2 نظرات:
اگه مطالبت یکم کوناهتر بود ، مینیمال خوبی می شد. فریاد های الکی رو کسی نمیشنوه ، چون از دل نمیاد!
معنی رادیکالی رو میدونی؟ وبلاگ خودت نمونه بارزشه!!!!!
بهتر بنویس ، ایران بهتر پیشکش ، بدترش نکن.
با سلام جمیرا
من دنبال مینیمال نیستم.
از دل تنگم یه چیزایی می نویسم که شاید غم ناشی از روزگار و حکومت رو یه کم جبران کنم و خودم رو خالی...
وبلاگ فقط واسه این نیست که آدم مینیمال بنویسه واسه یه کسی مثل منم هست که هر چی دلش میگه بنویسه.
واسه همین همش به خدا پناه می برم.
ارسال يک نظر