۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه

پیش به سوی آنارشیست


امروز خیلی حرف دارم ولی به دلیل کمی فرصت نمی تونم همشو براتون بنویسم .
سریع میرم سر اصل موضوع:
به نظر من ایران داره به سمت یک آنارشیست ( هرج و مرج گرایی) پیش میره .
یه سوالی جدیدا مطرح هست و اونم اینه که آیا واقعا نظام فعلی مشروعیت داره یا نه؟
و با توجه به اینکه مشروعیت و مقبولیت نظام این روزها عمیقا با هم گره خوردن به این نتیجه می رسیم که در یک نگاه کلی این نظام مقبولیت لازم را دارا نیست. و این عدم مقبولیت نزد مردم به خاطر ناکارآمدی نظام هست . و با نظر به اینکه این حکومت خود را یک حکومت اسلامی قلمداد میکنه پس نتیجه می گیریم که یا اسلام نا کارآمد هست و یا حکومت . و چون اسلام رو نمی شه زیر سوال برد پس حتما به این نتیجه می رسیم که ناکارآمدی از حکومته.
مثال حکومت و انقلاب اسلامی هم مثل کتاب قلعه حیوانات اثری از جورج اورول شده . در این کتاب حیوانات با شعار برابری و عدالت صاحبان جنگل رو از جنگل بیرون می کنن تا خودشون حکومت کنند. ولی بعد از چند وقت شعارهایی رو که روی دیوار ها نوشته بودند شبانه تغییر دادند و مثلا یکی از شهارها که : "همه ی حیوانات با هم برابرند" را به "بعضی حیوانات نسبت به بقیه برابرترند" تغییر دادن.
الان هم وضعیت حکومت ما و حکومت سابق نیز به همین وضع دچار شده ، کجاست اون شعارهایی که در موقع انقلاب می دادید؟ کجاست اون روحیه ی انقلابی که می خواستید زمین و آسمان رو به هم پیوند دهید؟30ساله که همه چیز در اختیار شماست؟ نگویید تقصیر استکبار جهانیست که به خدا قسم گوشمان از این حرفها پر است . چرا مانند بقیه به صلح با استکبار جهانی رو نمی آورید؟

بعضی از صاحب نظران بر این باورند که مشکل انتخابات بعدی انتخاب یک فرد شایسته نیست بلکه مشکل این است که آیا مردم رای می دهند یا نه؟
به راستی اگر می شد به آمار اطمینان کرد ( که نمی شود) مشاهده می کردید که با همین شرکت مردم در انتخابات می شود مقبولیت نظام را در معرض نمایش قرار داد.( که به نظر من مقبولیتش کمتر از 12-13 در صد است) .
حال با این وضع که پیش آمده عده ایی می خواهند اعتراض کنند ؟
چه باید بکنند؟
اگر سر 4 راهی بیش از 3 نفر بایستند با برخورد ماموران حکومتی مواجه می شوند.
براستی این همه خفقان و رعب و وحشتی که درون مردم ایجاد می کنید برای چیست؟
براستی چرا ؟
وای وای خدایا به تو پناه می بریم از این همه خفقان و ظلم.

۱۳۸۷ آذر ۱, جمعه

رفتار امرانه ماموران

این روزها مردم ما به جایی رسیده اند که حاضر به از بین بردن دیگری برای رسیدن به هدفی بی ارزش هستند .
نمونه ای از این مردم ماموران حکومت هستند.
رفتار آنها چنین است که گویی سالها در کمبود زندگی کرده اند و حال که به این موقعیت رسیده اند می خواهند این کمبود را با رفتار بسیار نا شایستی که با مردم دارند جبران کنند.
البته من فکر می کنم سیستم قضایی و اجرایی حکومت چنین خصوصیتی دارد که حتی اگر فردی شایسته هم وارد آن شود به این نقطه از کمبود می رسد که به مردم زور بگوید .
ای مسولان حکومتی، آیا تا بحال شده که به عنوان یک فرد عادی با یکی از این ماموران نیروی انتظامی برخورد کرده باشید تا متوجه توهین هایی که به مردم می کنند بشوید؟ و یا اینکه خود به آنها می گویید که چنین با مردم صحبت کنند؟
در کشور های دیگر اگر نگاهی به رفتار ماموران انتظامی آنها بکنید متوجه رفتار زشت خود می شوید .
به هر حال به نظر من این رفتار به گونه ایست که از قدرت زیاد هر فرد به او دست می دهد.
یک مامور انتظامی قادر است به شما تهمتی بزند که شما را چندین سال به زندان بیندازند و شما هم هیچ گونه حق اعتراضی نداشته باشید .
ای ماموران انتظامی که کارتان ایستادن بر سر چهار راهاست فقط برای گیر دادن به مردم آیا متوجه نگاه سنگین مردم نمی شوید؟
به نظر من این رفتار شما نوعی توهین به شعور مردم است . و حاکی از نگاه کوتاهیست که به مسایل زندگی دارید .
همه ی روان شناسان دنیا در این روزها از بدیهی بودن روابط دختر و پسر سخن می گویند .ولی در این جامعه هنوز قولی است که حل نشده است و حتی به شدتی که گویی جنایتی است در حد قتل جلوی آن را می گیرند.
شاید شما فکر کنید که این حرفها از هوس رانی ماست . ولی باید در جواب بگوییم که اینطور نیست و ما فقط به حال مردمی نگرانیم که هر روز در خفقان بیشتری قرار می گیرند.
آیا به نظر شما طرح اخیر نیروی انتظامی در تهران به خاطر دلیلی است که رییس پلیس ارایه کرده است؟
آیا اصلا دلیل آن را می دانید؟
رییس پلیس دلیل طرح اخیر را که بسیار شدید تر از بقیه طرحهاست و از 30 هزار مامور برای اجرای آن در روز کمک می گیرد را چنین بیان کرده است : مبارزه با اتفاقات غیر مترقبه
آیا در گذشته احتمال بروز چنین اتفاقاتی نبوده است ؟ که این با ر با چنین شدتی دست به اجرای آن زده اید؟
اگر هدف شما حفظ نوامیس مردم از دست نا امنیتی است چرا نوامیس ما بیستر از همه باید از شما بترسند؟
براستی چرا ؟
وای وای خدایا به تو پناه می بریم از این همه خفقان و ظلم.

۱۳۸۷ آبان ۲۵, شنبه

دل تنگی آزادی

آیا ما آنقدر که به ما می گویند آزادیم؟
اگر مقداری ریشه ایی فکر کنیم به این نقطه می رسیم که بعضی از آزادی هایی که وجود دارد با دین ما مقایرت دارد و چون حکومت ما حکومتی اسلامیست نباید این آزادی ها را داشته باشیم.
واقعا چنین است؟
البته مشکلات بیشتر از اینهاست . صرفا چون حکومت ما اسلامیست . آیا ورد افراد خارجی به داخل کشور فقط با حجاب ممکن است؟
و اگر مقداری ریشه ایی تر بیاندیشیم به این شوال می رسیم که آیا واقعا دین و حکومت اجزای لاینفک همدیگرند؟
ما نیز مسلمانیم ولی با نگاهی اجمالی به روند 30 ساله ی ایران اسلامی به نتایجی می رسیم که صلیبیون در قرن ها پیش بدان رسیدند.نتیجه ایی که جز جدایی دین از حکومت نیست.
بهتر است موضوع را با یک سوال دیگر ادامه دهیم :
آیا دین اسلام آمده است تا حکومت کند یا هدایت؟
نگویید که هر دو چون می بینیم که در کشور های پیشرفته ی جهان هر دو جدا از همند.
به نظر من اکثر مشکلاتی که ایرانیان با آن روبرو هستند از پسوند اسلامی بودن حکومت است .
من با حکومت اسلامی مخالف نیستم ولی به گفته ی یک ضرب المثل قدیمی، مسجد هم به دستشویی احتیاج دارد.
براستی مشکل جوانان ما اینست که ....

۱۳۸۷ آبان ۱۷, جمعه

حکومت نظامی

این روزها وقتی در خیابانها قدم می زنیم شاهد حضور انبوه ماموران حکومتی هستیم .
براستی برای چه؟
آیا هدف اجرای اسلام مطلق در کشور است ؟
آیا این درست است که مردم از خود ماموران احساس امنیت نکنند؟
تنها برای پاسخ به این سوالات کافیست وقتی فردی از کنار این ماموران عبور می کند به طرز نگاهش به ماموران دقت کنید . آنگاه خشم و نفرت را از چشمان آن خواهید خواند.
انبوه ماموران در خیابانها انسان را به وحشت وا می دارد.
چراغ چشمک زن پلیسها در کشور های دیگر دو حالت دارد . یک حالت آبی و یک حالت قرمز.
آنها تا وقتی که یک نا امنی و یا وضعیت قرمزی رخ ندهد از چراغ آبی استفاده می کنند ولی گویی در ایران اتومبیل های پلیس اصلا رنگ آبی ندارد .
شاید واقعا از دید ماموران همیشه وضعیت قرمز است و همه ی مردم را به دید یک خلاف کار می بینند.
چرا باید فضای مملکت اینقدر بسته باشد که استاد دانشگاه جرات بحث پیرامون مسایل سیاسی را نداشته باشد و ابراز عقیده کند.
کمک می خواهم از خدا که همه ی ما را نجات دهد از دست جور و ظلم و زور .
براستی چرا مردم در برابر این وضعیت سکوت اختیار کرده اند؟
آیا من فردا آزاد زندگی می کنم با نوشتن این چند خط . به خدا که ممکن است حتی دیگر خانواده ی خود را نبینم.
چرا ماموران حکومتی فکر می کنند که می توانند هر جور که می خواهند با مردم برخورد کنند؟
چرا ما باید در خدمت آنها باشیم بجای اینکه آنها در خدمت مردم باشند .
کسی نیست جوابی برای این سوالها داشته باشد؟
چرا یک مجری تلویزیون با بیان حقیقت تلخ دیگر نباید نمایش داده شود؟
وای وای خدایا به تو پناه می بریم از این همه خفقان و ظلم.

۱۳۸۷ آبان ۵, یکشنبه

بمب گوگلی مخالفت با سیاست های دولت



HTML clipboard

این وبلاگ برای این ساخته شده که شما عزیزان با لینک دادن به ما مخالفت خود را از سیاست های فعلی دولت و دستگاه اجرایی به گوش دولت مردان ایران زمین برسانید.

لینک دادن به ما به معنی این نیست که شما خواهان تغییر حکومت هستید. بلکه به معنی آنست که شما به عنوان یک فعال اینترنتی در داخل ایران و یا حتی خارج از ایران سیاست های اجرایی دولت را تایید نمی کنید.

به امید روزی که این وبلاگ مکانی برای رساندن عقاید شما به گوش دولت مردان گردد.

HTML clipboard


ایرانی بهتر بسازیم

HTML clipboard

هدف چیست؟
به نظر من هدف فراری دادن افراد نابغه است
گیر دادن به یک موی سر، دم در حراست دانشگاه به نظر من کار درستیه.
درست از نظر اینکه ، بله به فراری دادن منتهی می شه.
به راستی مشکل جوانان ما اینه؟
صحبت شیرین است ولی مجال بیان نیست .
ما و گروهی که این وبلاگ رو اداره می کنه با خود حکومت مشکلی نداره ولی با شیوه ی حکومت و اجرای قوانین به شدت مشکل داریم.
بد نیست که ما یک حکومت اسلامی داشته باشیم ولی نه به این شیوه که اجبار رو چاشنی کار خودمون بکنیم.
همه ی ما با این آیه قرآن آشناییم : لا اکراه فی دین
وقتی خود قرآن اجباری قرار نداده شما چه می گویید؟
آیا هر کس هر آنطور که دل او دوست دارد نباید باشد؟

چند وقتی است در هر مجمعی که بیش از 3 نفر در آن هستند نظر سنجی کرده ایم.
سوال این بود : نظر شما راجع به اوضاع فعلی ایران چیست؟
هر کسی نظری داد و جالب این بود که هیچ کس از اوضاع راضی نیست.
روی سخن من با شماست آقای احمدی نژاد
روی سخن من با شماست جناب خامنه ای
روی سخن من با شماست ای ماموران اجرایی و حکومتی
به راستی چرا با ما چنین می کنید؟
به تازگی در خیابان که قدم میزنم فکر می کنم در میادین جنگی ویتنام هستم. نمی دانم چرا این همه مامور را در خیابان ها نگه می دارید؟ آیا هدف مواجه شدن با یک ایرانی است که در آن هیچ چیز آزاد نیست ؟ حتی یک شلوار لی؟

نتایج وخیم است اگر چنین جلو روید .

هر کس که در خود آینده ی روشنی می بیند و عزت نفس دارد در حال مهاجرت است ! بعد از اینها چه کسی می خواهد ایران را بسازد؟

من در هیرتم . اجازه دهید داستانی را از یکی از خویشاوندان بگویم : مخترع چندین طرح کاربردی است و مقام دار چندیدن دوره جشنواره خوارزمی . به خاطر احانتی که ماموران حراست دانشگاه در چندین مورد به او کردند ایران را ترک کرد و به استرالیا مهاجرت کرد. احانتی که ناشی از موی بلند او بود.(واقعا مشکل جوانان ما اینه)

اگر هدف داشتن ایرانی آباد و آتیه دار است پس چنین کارها چه معنی دارد.