۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه

افزایش افکار رادیکالی در ایران

این روزها شاهد افکار رادیکالی در میان مردم هستیم.
افکاری که ناشی از شستشوی مغزیست.افکاری چون :هیچ کس نباید جز آنچه در فکر من است عمل کند.
نمونه ی بارز این افکار را می توانیم در میان بسیجیان مخلص دید .
بسیجیانی که خود را مصلح جوامع فساد می دانند .
جالب اینجاست که فسادی که می گویند فسادی نیست که ما مردم عادی از آن یاد می کنیم.
رقص . خنده . خوشی و هر گونه شادی از دید این مردمان ترد شده، فساد تلقی می شود .
از همه عجیب تر که حتی قادر به شنیدن افکار مخالف هم نیستند و چون خود را جانشینان با واسطه خدا بر زمین می دانند فکر کردن و یا حتی صحبت در مورد نظریه های مخالف را گناه می دانند .
اینست شستشوی مغزی .
آیا رقصیدن چند جوان در گوشه ای از شهر که هیچ آسیبی به امنیت اخلاقی و اجتماعی مردم نمی زند ایرادی دارد.
آیا جمع شدن چند جوان در گوشه ای از شهرو خندیدن ایرادی دارد ؟
اگر از دید مردم عادی بنگریم همه می گویند ایراد که نیست هیچ ، بلکه سلامتی اجتماع به چنین اعمالیست، ولی افسوس که کسانی که قدرت اجرایی دارند چنین نمی اندیشند و فکر می کنند که در بلاد اسلامی آنها حرکت حرامی انجام شده است و باید به شدید ترین برخورد جلوی آنها گرفته شود .
با زدن _ با گلنگدن کشیدن - با برخورد های شدیدی که بر نفرت مردم نسبت به آنها می افزاید .
آیا باید در جامعه ای که با شعار استقلال و آزادی به اینجا رسیده است هیچ یک از این دو یافت نشود؟
آیا باید یک جوان نتواند حتی در خیابان بخندد؟
آیا کسانی باید بر سر مردم حکومت کنند که خود از بدترین افراد هستند؟
وای وای خدایا به تو پناه می برم از این همه ظلم و ستم.